أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

649

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

او به كار برند . ( 1 ) . با اين اصطلاح به‌طور عمده زاج‌هاى پتاسيم مانند Al . K ( SO 4 ) 2 . 12 H 2 O را مشخص مىكردند ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 153 ، يادداشت 330 . نيز قس . سراپيون ، 448 ؛ ابو منصور ، 354 ؛ ابن سينا ، 700 ؛ ميمون ، 368 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : مك ، محيط اعظم ( II ، 104 و IV ، 99 ) بدون نشانه‌گذارى مىنويسد . نام معروف هندى زاج آلومينيوم پهتكرى يا پهتكرى است ؛ قس . مخزن ، 461 ؛ Platts ، 248 ؛ Dutt ، 80 . ( 3 ) . نسخهء فارسى : رمچ ، بايد خواند زمج ، II , Vullers ، 141 . قس . اسلانف 475 : زنج - زاج آلومينيم . ( 4 ) . سمه ( ؟ ) . ( 5 ) . نك . شمارهء 8 . ( 6 ) . آنچه تر باشد ، به عربى الرطب ( ديوسكوريد ، V ، 88 ؛ ابن سينا ، 700 ) . ديوسكوريد توضيح مىدهد كه اين ماده مايع شبيه شير است با بوى رطوبت . Guigues مىپندارد كه « شب مايع » محلول سولفات آلومينيم با ناخالصىهاست ؛ سراپيون ، 448 . ( 7 ) . چون شب لبنى . ( 8 ) . مدحرج « گرد » ؛ مستدير و مدور نيز به همين معنى ديده مىشود . ديوسكوريد ، V ، 88 : و الاخر الذى يقال له سطر نغولى و معناه المستدير « ديگر [ نوع شب ] را اسطرنغولى [ ] مىنامند كه به معناى گرد است . » زاج آلومينيم طبيعى را كه در مصر به صورت بلورها يا تيكه‌هاى گرد يافت مىشود ، « شب مدحرج » ناميده‌اند ؛ محيط اعظم ، II ، 109 ؛ سراپيون ، 448 . ( 9 ) . منجانى ، رازى نيز از اين نوع شب نام مىبرد ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 153 ، يادداشت 330 . او مىنويسد : « آن را از آن رو « منجانى » مىنامند كه از منجان - شهرى در جبل - مىآورند » ؛ VIII , Stapleton ، 348 . جبل - عراق ايران . 597 . شبّوط 1 - كپور ليث گويد : شبّوط و شبّوط دروى لغت است . او نوعى است از انواع ماهى ، دنب او باريك باشد ، ميانهء او پهن بود ، جرم او هموار باشد و نرم ، سر او به لون زرد بود و هيئت او به بربط مشابهت دارد . به رومى او را فطراوس 2 گويند ، به لغت سريانى شبوطا 3 گويند و به لغت سجزى انجك 4 گويند . ابو الخير گويد : نيكوتر از انواع ماهى شبوط است كه تولد او در دجلهء بغداد ، فرات و كوفه باشد .